گزارش تحلیلی کاجپرس در حاشیه آیین ملی آغاز سال زراعی ۱۴۰۵-۱۴۰۶
نگاهی نوین به آغاز سال زراعی جدید؛ زراعت فقط گندم نیست، همانطور که ورزش فقط فوتبال نیست!
تقلیل امنیت غذایی به یک محصول، پاشنهآشیل وابستگی ۹۰ درصدی به روغن خوراکی، بحران نهادههای دام




شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۵
کاجپرس- فرانک مسعودی
آیین ملی آغاز سال زراعی جدید که در مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج و با حضور رئیسجمهور و مدیران ارشد بخش کشاورزی برگزار شد، فراتر از یک رویداد تقویمی، حامل پیامهای کلیدی و نیازمند یک بازخوانی ساختاری در عرصه حکمرانی غذا و کشاورزی ایران است. سخنان رئیسجمهور مبنی بر ضرورت تحول علمی، پرهیز از شیوههای سنتی، مقابله با رانت و دلالی، و صیانت از منابع آب و خاک، نشاندهنده شکلگیری یک درک بالادستی از بحرانها و فرصتهای بخش کشاورزی است.
اما تحقق این اهداف و گذار از وضعیت شکننده کنونی به یک ثبات پایدار، نیازمند تمرکز بر یک راهبرد سهضلعی نامتقارن است که باید محور برنامهریزیهای سال زراعی پیشرو قرار گیرد:
انقلاب در بذر و ژنتیک؛ خاکریز نخست پدافند غیرعامل در امنیت غذایی
انتخاب مؤسسه تحقیقات بذر و نهال برای نواختن زنگ سال زراعی، نمادینترین پیام این دوره بود: کشاورزی مدرن از آزمایشگاه و اصلاح ژنتیک آغاز میشود.
در اقلیمی خشک و نیمهخشک که با تغییرات پیدرپی آبوهوایی و تنشهای گرمایی و شوری مواجه است، افزایش تناژ در هکتار با ارقام سنتی و پرمصرف ناممکن است. تابآوری ملی در برابر فشارهای محیطی و تحریمهای بینالمللی تنها زمانی شکل میگیرد که فناوری تولید هستههای اولیه بذر، هیبریداسیون پیشرفته و نهالهای پایهرویشی اصلاحشده در مقیاس انبوه به دست کشاورز برسد.
بذر مقاوم به خشکی و کمآببر، سلاح راهبردی ایران در مواجهه با ناترازیهای اقلیمی است و سرمایهگذاری خطرپذیر در زیستفناوری کشاورزی باید اولویت اول زنجیره تأمین تلقی شود.
شفافیت دیجیتال و حکمرانی داده؛ مهار ضایعات و پایان سلطه واسطهگری
یکی از اساسیترین نکات مطرحشده در آغاز سال زراعی، مسئله گمشدن کالاها، انحراف نهادهها و تسلط جریان دلالان بر دسترنج کشاورزان است. تجربه دهههای گذشته نشان داده که نظارتهای فیزیکی و بخشنامهای هرگز قادر به تنظیم بازار و مهار دلالی نبوده است.
راهحل بنیادین، حرکت به سمت «کشاورزی هوشمند و زنجیره ارزش متصل به داده» است. از لحظه توزیع کود و بذر تا برداشت، حملونقل و شبکه توزیع، کل چرخه باید در بسترهای دیجیتال و قابل رهگیری (Traceability) پایش شود. با ایجاد سامانههای شفاف لجستیکی، نهتنها دست واسطههای غیرمولد از سفره بهرهبردار کوتاه میشود، بلکه ضایعات بیش از ۳۰ درصدی محصولات کشاورزی که سالانه میلیاردها مترمکعب آب و سرمایه ملی را هدر میدهد، به حداقل خواهد رسید.
آمایش سرزمینی و الگوی کشت مبتنی بر اکوسیستم؛ نجات منابع آب و خاک
تأکید صریح بر ناترازی آب و حفظ خاک برای نسلهای آینده، مهر تأییدی بر این حقیقت است که توسعه کمی بدون در نظر گرفتن ظرفیت اکولوژیک سرزمین به بنبست رسیده است. سال زراعی جاری باید نقطه پایان بارگذاری نامتوازن بر سفرههای زیرزمینی و خاکهای فرسوده باشد.
تحقق «الگوی کشت» نباید در سطح توصیههای ترویجی باقی بماند؛ این الگو باید بر مبنای نقشههای دقیق آمایش سرزمین، بیلان واقعی آب هر حوضه آبریز و مزیتهای نسبی اقلیمی هر منطقه اجرا شود. کشاورزی تابآور نیازمند انطباق هوشمندانه تقویم کشت با الگوهای نوین بارشی و بهرهگیری از فناوریهای آبیاری زیرسطحی و تحتفشار است تا امنیت غذایی بدون نابودی زیستبوم تحقق یابد.
به هر روی؛ آغاز سال زراعی جدید، فرصتی تاریخی برای همراستاسازی علم و اجراست. عبور از دغدغههای تکراری و نیل به کشاورزی مدرن تنها با «پیوند علم ژنتیک با زمین»، «حکمرانی هوشمند بر زنجیره تأمین» و «احترام به ظرفیتهای زیستی خاک و آب» میسر خواهد بود. اگر سال زراعی پیشرو بر مدار این سه ستون استوار شود، شعار امنیت غذایی به یک واقعیت پایدار و غیرقابل تهدید در اقتصاد ملی بدل خواهد شد و آغاز سال زراعی را به بستری برای ارائه «نقشه راه نجات و توسعه کشاورزی ایران» تبدیل میکند که پیام اصلی آن این است: امنیت غذایی در هزاره جدید، در گرو پیوند «فناوری ژنتیک»، «لجستیک هوشمند» و «آمایش زیستمحیطی» است.
اما آنچه مسلم است، نباید سال زراعی را در محصول گندم- علیرغم نقش بی بدیل و استراتژیک آن در امنیت غذایی- خلاصه کرد. زراعت شامل دانههای روغنی (کلزا، گلرنگ، کاملینا و سویا) است که ما بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد به واردات روغن و کنجاله وابستهایم؛ این یعنی سالانه در حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار خروج ارز از کشور .
بنابراین، در حالی که تمامی جشنها و مانورهای رسانهای، حول «خودکفایی گندم» میچرخد، کشور در تأمین روغن خوراکی و کنجاله با وابستگی نزدیک به ۹۰ درصد روبهرو است.
نگاهی آمار محور به کشت این محصولات نشان می دهد که سطح زیر کشت کلزا و سویا نه تنها جهش نداشته، بلکه به دلیل تأخیرهای شدید در پرداخت مطالبات کلزاکاران، قیمتگذاری غیرجذاب در مقایسه با گندم، و ضعف در بذر هیبرید روغنی، رغبت کشاورز به کشت دانههای روغنی از بین رفته است. در نتیجه، تناوب زراعی حیاتی گندم-کلزا شکسته شده و خاک دچار فقر و آفات پیدرپی میشود.
محور بعدی، علوفه و خوراک دام (ذرت علوفهای و دانهای، جو، یونجه، شبدر) است، اینها محصولاتی هستند که پایه و اساس صنعت دام و طیور، گوشت قرمز، مرغ، تخممرغ و لبنیات کشور به شمار می روند. اگر زراعت علوفه لنگ بزند، کل پروتئین کشور زمین میخورد. اما پایه تولید گوشت قرمز، مرغ و لبنیات کشور سالانه به واردات بیش از ۱۵ تا ۱۸ میلیون تن نهاده دامی (ذرت، جو و سویا) وابسته است که بزرگترین قلم ارزی واردات کشور را تشکیل میدهد.
در مورد گیاهان علوفه ای می توان گفت که سالهاست تمرکز سیاستهای قیمتی و یارانهای (کود و سم) روی گندم است، در حالی که توسعه زراعت ارقام کمآببر علوفهای نظیر «سورگوم»، «خلر»، «ماشک» یا علوفههای مرتعی و شورهزیست تقریباً در برنامههای ترویجی و حمایتهای خریدی به حاشیه رانده شدهاند. کشاورز ترجیح میدهد گندم بکارد، اما دامداریها برای علوفه و کنجاله لنگ ارز ترجیحی و کشتیهای پشت بنادر میمانند.
سومین محصول مورد بحث در این یادداشت، به حبوبات (نخود، عدس، لوبیا) اختصاص دارد که بخش عمده پروتئین گیاهی سبد خانوار و تثبیتکننده طبیعی نیتروژن در خاک برای احیای زمین را شامل می شوند. در این مورد باید گفت که شوربختانه، با وجود پتانسیل عظیم دیمزارهای کشور، به دلیل نبود حمایت در مکانیزاسیون برداشت حبوبات در برابر برداشت سنتی و دستی که بسیار هزینهبر و طاقتفرساست و عدم توزیع بذور پایه اصلاحشده پابلند، کشاورزان دیمکار ترجیح میدهند بهطور مداوم زمین را زیر کشت گندم یا جو ببرند. پیامد این امر، واردات فزاینده عدس و نخود و افت شدید کیفیت بیولوژیک خاک است.
و در نهایت باید از محصولات صنعتی و چغندرقند سخن به میان آورد که ضامن خودکفایی شکر و اشتغال صنایع تبدیلی نیز می شود. اما هرچند انتقال کشت چغندرقند از بهاره به پاییزه سالهاست به عنوان یک راهبرد نجاتبخش برای بهرهوری آب مطرح شده، به دلیل سیاستهای انقباضی کارخانجات قند، عدم تضمین به موقع و تمرکز یارانهها بر غلات، توسعه کشت پاییزه چغندر در مناطقی مثل خوزستان با چالشهای لجستیکی جدی مواجه شده است.
علی ایحال؛ تقلیل سال زراعی به گندم باعث شده تا همواره توازن الگوی کشت به هم بخورد، تناوب زراعی علمی آسیب ببیند و سایر حلقههای امنیت غذایی مغفول بمانند. غفلت از توازن در چرخه این محصولات و برهم خوردن تناوبهای حیاتی زراعی، هر ساله هزینههای گزافی را در قالب واردات میلیونها تن نهاده و کالای اساسی به اقتصاد کشور تحمیل میکند. یک سیاستگذاری هوشمند در آغاز سال زراعی، باید نگاهی چندبعدی و متوازن به تمامی اجزای سبد غذایی و زنجیره علوفه و دانههای روغنی داشته باشد.

















