آنچه دونالد ترامپ در مورد فروش گسترده غلات به ایران می گوید

سه شنبه نهم تیر
کاج پرس- فرانک مسعودی
بر اساس آمارهای موجود، ایران سالانه بهطور متوسط حدود ۲۳ میلیون تن کالای اساسی کشاورزی به ارزش نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار وارد میکند که بخش عمده آن به تأمین نیازهای غذایی کشور اختصاص دارد. نکته کلیدی در اینجا سهم نهادههای دامی است؛ بیش از ۱۷ میلیون تن از این واردات (معادل ۷.۵ تا ۸ میلیارد دلار) به ذرت، جو، کنجاله و دانههای روغنی سویا اختصاص دارد. این اقلام نه فقط کالای تجاری، که نقاط حیاتی زنجیره تأمین پروتئین کشور (مرغ، تخممرغ و لبنیات) هستند.
یعنی اگر بخواهیم «تصویری شفاف» از وضعیت لجستیک و مالی تأمین کالاهای اساسی کشور ارائه دهیم، برآوردها نشان میدهد نیاز سالانه کشور شامل موارد زیر است:
حدود 10 میلیون تن ذرت به ارزش تقریبی 3 میلیارد دلار، حدود 4 میلیون تن کنجاله و دانه سویا به ارزش حدود 2 میلیارد دلار، برنج به ارزش 1 تا 1.5 میلیارد دلار، روغن آفتابگردان حدود یک میلیارد دلار، جو حدود یک میلیارد دلار و همچنین سم، بذر، کود و سایر نهادههای کشاورزی.
حالا، اخیرا دونالد ترامپ در جمع کشاورزان آمریکایی در کاخ سفید مدعی شده که آمریکا بهزودی «بازار جدیدی» در ایران خواهد داشت و منابع مالی ایران صرف خرید حجم بالایی از گندم، سویا و ذرت از کشاورزان آمریکایی خواهد شد.
همچنین به نوشته والاستریت ژورنال، ایرانمیلیاردها دلار دارایی مسدودشده در نقاط مختلف جهان دارد که از این میان ۶ میلیارد دلار در قطر نگهداری میشود. قطر میتواند به ایران اجازه دهد از این منابع برای خرید مواد غذایی و دارو استفاده کند.
پیشنیه صادرات محصولات کشاورزی آمریکا به ایران
صادرات محصولات کشاورزی آمریکا به ایران در دستکم ۲۵سال گذشته بسیار محدود بوده است. بر اساس آمار وزارت کشاورزی آمریکا، اوج این تجارت به سال ۲۰۰۸ بازمیگردد؛ زمانی که آمریکا نزدیک به ۵۹۳میلیون دلار محصولات کشاورزی به ایران صادر کرد. در سال۲۰۱۸ نیز ایران حدود ۳۱۸میلیون دلار سویا از آمریکا خریداری کرد که همزمان با اوج جنگ تجاری میان آمریکا و چین و افت قیمت سویا بود. از آن زمان تاکنون، ایران خرید عمدهای از محصولات کشاورزی آمریکا انجام نداده است.
اما باید گفت که در سالهای اخیر بخش مهمی از این واردات از محل منابع ارزی ایران در بانک TBI عراق انجام شده است. این منابع براساس معافیتهای وزارت خزانهداری آمریکا و پس از طی فرآیند KYC (Know Your Customer) در اختیار واردکنندگان قرار میگیرد. در این فرآیند، هویت واردکننده، منشأ کالا، مقصد مصرف و مسیر مالی معامله بهصورت کامل توسط بانک و نهادهای ناظر بررسی میشود تا اطمینان حاصل شود منابع، صرف خرید کالاهای مجاز خواهد شد.
در برخی مقاطع نیز منابع ایران در هالکبانک ترکیه برای واردات کالاهای اساسی مورد استفاده قرار گرفته است. بررسیها نشان میدهد هماکنون حدود 6 تا 7 میلیارد دلار از منابع حاصل از صادرات گاز ایران در بانک TBI عراق و حدود 3 تا 4 میلیارد دلار نیز در ترکیه قرار دارد.
از سوی دیگر، کشور بهطور متوسط ماهانه حدود 800 میلیون تا یک میلیارد دلار منابع برای واردات کالاهای اساسی نیاز دارد؛ بنابراین؛
نخست: منابع موجود برای تأمین نیاز سال جاری کفایت میکند.
برآوردها از ارزیابی وضعیت بازار کالاهای اساسی نشان میدهد؛ ایران در سال جاری نیاز بسیار محدودی به واردات گندم دارد. در حوزه نهادههای دامی که مصرفکننده اصلی منابع ارزی هستند نیز، محاسبات تا پایان سال به این شرح است:
از مجموع نیاز سالانه ۱۰ میلیون تنی ذرت (با ارزش تقریبی ۳ میلیارد دلار)، بخش عمدهای تأمین شده و نیاز باقیمانده تا پایان سال حدود ۶ میلیون تن، معادل ۱ تا ۲ میلیارد دلار برآورد میشود.
در حوزه سویا نیز با توجه به نیاز سالانه ۴ میلیون تنی، ارزش وارداتِ باقیمانده تا پایان سال حداکثر حدود ۱.۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود. با کنار هم قرار دادن این ارقام، مجموع نیاز باقیمانده کشور به ذرت و سویا تا پایان سال حدود ۳.۵ میلیارد دلار است؛ رقمی که نشان میدهد منابع موجود در بانک TBI عراق، بهتنهایی ظرفیت پوشش کامل این نیاز را داراست.
البته در ساختار تأمین نهادههای دامی، تنوع مسیرهای وارداتی اهمیت قابل توجهی دارد. بهطور معمول حدود ۲.۵ تا ۳ میلیون تن از ذرت مورد نیاز کشور از مسیر شمال و کشورهای حوزه دریای سیاه وارد میشود؛ مسیری که در چارچوب بندهای ۷ و ۸ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، یعنی متنوعسازی مبادی تأمین کالاهای اساسی، اهمیت راهبردی دارد.
از سوی دیگر در مورد برخی اقلام دیگر، خرید از آمریکا الزاماً توجیه اقتصادی و تجاری ندارد. ایران در حال حاضر بسیاری از کالاهای اساسی خود را با هزینه کمتر و از مسیرهای متنوعتری از سایر صادرکنندگان جهان - از برزیل و آرژانتین گرفته تا روسیه و کشورهای حوزه دریای سیاه - تأمین میکند. به همین دلیل، محدود کردن واردات به یک مبدأ خاص لزوماً با منطق اقتصادی بازار کالاهای اساسی سازگار نیست.
کارشناسان آمریکایی نیز معتقدند حتی در صورت کاهش محدودیتهای تجاری و مالی، تضمینی برای تبدیل شدن ایران به مشتری دائمی محصولات کشاورزی آمریکا وجود ندارد. زیرا، هرچند تجارت می تواند بدون نیاز به عادی سازی روابط سیاسی صورت پذیرد، اما طی سالهای گذشته، ایران با گسترش همکاریهای تجاری خود با کشورهایی مانند برزیل، روسیه، هند و برخی کشورهای اروپایی، شبکه متنوعی از تأمین کنندگان ایجاد کرده و در انتخاب شرکای تجاری، عواملی نظیر قیمت، کیفیت، هزینه حملونقل، شرایط پرداخت و امنیت تأمین را مدنظر قرار میدهد.
در چنین شرایطی چند پرسش اساسی مطرح میشود: آیا امکان استفاده از منابع آزادشده برای واردات سایر کالاهای اساسی مورد نیاز کشور - مانند حدود ۲.۵ میلیون تن جو یا نزدیک به یک میلیون تن روغن آفتابگردان - از کشورهایی مانند روسیه و دیگر صادرکنندگان وجود خواهد داشت یا اینکه این منابع صرفاً باید در چارچوبی محدود و برای خرید کالاهای مشخص، بهویژه از آمریکا، هزینه شود؟
این پرسشها از آن جهت اهمیت دارد که بازار تأمین غذای ایران، بازاری متنوع و با چند مبدأ است. شبکه تأمینکنندگان جهانی ایران شامل طیفی از صادرکنندگان بزرگ جهان، از آمریکای جنوبی تا حوزه دریای سیاه است و سیاست تنوعبخشی به مبادی واردات نیز بخشی از راهبرد مدیریت ریسک در امنیت غذایی کشور به شمار میرود. در چنین شرایطی، محدود کردن مسیرهای تأمین میتواند عملاً انعطافپذیری این شبکه را کاهش دهد و هزینههای واردات را افزایش دهد.
دوم: در چه مدت زمانی قرار است این منابع هزینه شود؟
اگر بنا باشد این خریدها در مدتزمانی کوتاه انجام شود، آیا در چنین بازه زمانی محدودی، ظرفیت لجستیکی لازم برای خرید، حمل، تخلیه، ذخیرهسازی و توزیع چندین میلیارد دلار غله در کشور وجود دارد؟
سوم: آیا اصلاً همه کالاهای کشاورزی آمریکا برای ایران مزیت رقابتی دارند؟
در میان کالاهای کشاورزی آمریکا، تنها ذرت و سویا از نظر قیمت و حجم تولید، قدرت رقابت جهانی دارند. البته بسیاری از فعالان بازار معتقدند ذرت برزیل از نظر کیفیت خوراک دام، بهویژه میزان آلودگی و ویژگیهای کیفی، در بسیاری از موارد بر ذرت آمریکا برتری دارد؛ با این حال، ذرت آمریکا همچنان یکی از عرضهکنندگان اصلی بازار جهانی محسوب میشود.

اینفوگرافی واردات کالاهای اساسی نیز نشان میدهد که تأمین غذای کشور با مجموعهای بههمپیوسته از نیازهای واقعی و متنوع روبهروست؛ نیازهایی که وزن فیزیکی، فوریت تأمین و ارزش دلاری آنها الزاماً بر هم منطبق نیست. از همین رو، روایتی که ترامپ با عنوان «کمک به کشاورزان آمریکایی» و «تأمین غذای مردم ایران» مطرح میکند، در عمل، بیش از آنکه یک طرح اقتصادی واقعی باشد، مصرف سیاسی و انتخاباتی داخلی دارد. این روایت، یک شبکه پیچیده امنیت غذایی را به یک معامله سیاسی تقلیل میدهد.
مسئله اصلی برای ایران، تأمین پایدار این سبد حدود ۱۲ میلیارد دلاری از مسیرهای متنوع، مطمئن و اقتصادی است، نه انتقال وابستگی به کشوری که رفتار سیاسی آن در قبال ایران همواره با بیثباتی و نوسان همراه بوده است.

















