یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
فرایند برگشت‌ناپذیر جنگ
فرایند برگشت‌ناپذیر جنگ
چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
منصور انصاری
دکترای علوم سیاسی و روزنامه نگار

اینک بسیاری از مردم در اقصا نقاط کشور دولت و نهادهای فرادست این پرسش اساسی را دارند که سرنوشت این جنگ نامتقارن هدف جوی نقطه زن چه خواهد شد؟ آیا دامنه آن گسترده‌تر می‌شود یا در حد متعارف و در چارچوب آتش‌بس اعلام شده یا نشده باقی خواهد ماند؟ یعنی وضعیتی بلاتکلیف،هم برای مردم و کشور ما و هم برای طرفین متخاصم.

بالاخره این شرایط مخمصه آمیز بینابین تا کی قرار است ادامه یابد و اصولاً چه کسانی، چه از سوی ایران، چه دو طرف متخاصم جنگجو به‌ویژه اسرائیل، تصمیم نهایی و سرنوشت‌ساز را برای خاتمه جنگ، بدون حملات هوایی نامتقارن و در قالب توافق سیاسی اتخاذ خواهند کرد؟

در اینجا وارد مفاد توافق که چه می‌دهند و چه می‌گیرند نمی‌شویم، چون قابل پیش‌بینی نیست و لذا برمی‌گردیم به اصل موضوع یعنی فرآیند برگشت‌ناپذیر جنگ نامتقارن. این مفهوم چه جایگاهی در تبیین روند جنگ دارد؟ وقتی صحبت از فرآیند برگشت‌ناپذیر می‌کنیم، چه معنا و مفهومی را دنبال می‌کنیم و این فرآیند یعنی چه؟ اگر بپذیریم جنگ نامتقارن وارد فرآیندی برگشت‌ناپذیر شده است قبول کرده‌ایم که ساختارها بر جنگ حاکم شده‌اند و این مفهوم در مقابل تصمیمات فردی است؛ یعنی در این بحث دو مفهوم به بیان فرانسوی‌ها «فونکسیونالیسم» یا نوعی عملکردگرایی فردی و تصمیمات این یا آن فرد در میان بازیگران اصلی کاربرد دارد، به این معنی که اگر ادامه یا خاتمه جنگ به تصمیمات یا اراده افراد از هر سو بستگی داشته باشد، این امیدواری وجود دارد که یکی از رهبران از هر طرف تصمیم به ترک مخاصمه با هر شرایطی خوب یا بد بگیرد، جنگ خاتمه یابد و شکلی از صلح، خواه موقت یا دائم برقرار گردد.

اما واقعیت آنچه پیش آمده این‌گونه نیست، ادامه یا خاتمه جنگ از اراده و تصمیم بازیگرانی که نمایندگی کشور خود را بر عهده دارند خارج، و جنگ درحال حاضروارد یک فرآیند برگشت‌ناپذیر شده است، گرچه در هر حال جنگ‌ها پایان می پذیرند ولی این وضعیت در شرایط کنونی به‌صورت اجتناب‌ناپذیری در حوزه ساختارهای تحکیم کننده ناگزیر برای ادامه یا متوقف کردن این جنگ نامتقارن قرار گرفته است.

به عبارتی، این ساختارهای به وجود آمده از سوی بازیگران اصلی و فردی و افکار عمومی و جایگاه‌های حقوقی پارلمانی و نهادهای قدرت از هر سو در حوزه ادامه یا توقف، صلح یا سازش، ترک مخاصمه و موارد دیگری نقش تعیین کننده‌ای کسب کرده‌اند. این فرایند بازگشت‌ناپذیر ساختاریِ ناخوسته منبعث از سلطه بلامنازع دنیای دیجیتالی روایت‌های حاکم بر پدیده جنگ از هر طرف بر تصمیم‌گیرندگان فردی یا جمعی حاکم شده و بسیار مؤثر است.

به عبارتی، ساختار ترکیبی به وجود آمده حاصل از اراده فردی رهبران، نهادهای حقوقی ، افکار عمومی جهانی، مطبوعات و تعصبات ملی برتری جویانه در جایگاه برتر و تعیین کننده قرار گرفته‌اند. مثلاً در این مخمصه، کنگره آمریکا یقه ترامپ را می‌گیرد که این همه لشکر بُرده ای، دستاوردت چیست؟ یا ساده و عامیانه؛ «چی در دست داری؟» یک هزار میلیارد دلار هزینه روی دست مردم آمریکا گذاشته‌ای حالا حاصل آن چیست و چه دستاوردی داشته است؟ همین است برای سایر بازیگران اصلی.

این است که گفته می‌شود جنگ وارد فرایند غیر قابل کنترل از سوی افراد ذی مدخل در تقابل جویی‌ها شده است؛ یعنی مثلا افکار عمومی آمریکا، ترامپ که اختیارات زیادی هم داشت را مخاطب قرار می‌دهند که چرا رفتی و چه به دست آوردی؟ باید پاسخ بدهی. و این یعنی نوعی موجبیت یا تحکم فرایندی برای بازیگران اصلی که به‌طور واقعی، نه روایتی و ناپایدار بر ذهن و رفتار سیاسی ملت‌ها از هر سو رسوب می‌کنندومی‌نشیند.

همین است برای طرف‌های دیگر یا بازیگران اصلی. این فرآیند برگشت‌ناپذیر نسبی از اراده کشورها و یا تصمیم‌گیری فردی شخصیت‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز خارج شده است. به‌واقع، مخمصه‌ای است که برون‌رفت از آن برای بسیاری دشوار است. فرایندی شدن جنگ در قالب «استراکتوالیسم» (ساختارگرایی) چنین مصیبتی را به دنبال آورده است. همگان می‌دانند که ساختارها می‌توانند حتی اراده‌ها را در خود جای دهند و آنان را در سیطره خود قرار دهند.

لذا ترک مخاصمه در چنین فرایند ساختاری شده‌ای و توافق از طریق ایفای نقش افراد بعید به نظر می‌رسد. جنگ، لامحاله در قالب مذاکره نمی‌گنجد، کما اینکه تا حالا نگنجیده است. به نظر می‌رسد این وضعیت پیش آمده در قالب بازی «مجموعه صفر» یعنی طرف‌های بازنده و برنده طی مسیر می‌کند.

این اجتناب‌ناپذیری یا دترمینیست را نمی‌توان با جنگ روایتی از هر سو به نتیجه رسانید. جنگ، فراتر از جنگِ روایتی شده و از حیطه روایت‌هایی چون ما پیروزیم و شما شکست خورده‌اید و برعکس، میان طرف‌های درگیر خارج شده و وضعیتی شکننده در عرصه بُردِ یکی و باختِ دیگری پیدا کرده است. فقط یک عقلانیت فراتر از روایت‌ها با ویژگی «جهان حیران کن»، می‌تواند جنگ را از این فرایند بازگشت‌ناپذیر نسبی کنونی برهاند و کشور ما، منطقه و جهان را به آرامش برساند.

 این مقاله عینا در روزنامه مردم سالاری، چهارشنبه سی ام اردیبهشت ماه، صفحه اول تحت عنوان یادداشت و با لینک https://www.mardomsalari.ir/newsletter/311474 چاپ شده است.

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .